تبلیغات
پـ.آرچیتکت - مقایسه ی معماری دیكانستراكشن و فولدینگ

 

                                          پـ.آرچیتکت

در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور كلی آن چه را فرهنگ می‌نامیم و آنچه كه به عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید پی برد.
به این معنی كه نحوه ی تفكر و تفسیرانسان از هستی در شكل‌گیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان كالبد معماری شكل می‌گیرد، متأثر از كیفیات روحی است، كه خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ی نقاشی كودكی كه از روی آن می‌توان به نحوه تفكر و حالات روانی كودك در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.
مقارن با تحولات عظیمی كه در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفكر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده كه باز خورد آن را می‌توان در تعدد سبك‌ها مشاهده كرد. به این معنی كه، این معماری است كه آن تفكرات را توصیف می‌كند.
هر تفكر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبكی نو در معماری شده است.
مطالعه حاضر، كه به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجه‌ی كلی را استنباط نموده است.

در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبك‌های دیكانستراكشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسه‌ی این دو سبك اختصاص یافته است.
در بخش پنجم نیز نتیجه‌گیری و جمع‌بندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن كه فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.
باید توجه كرد كه در جای جای این تحقیق به ویژه در بخش‌های مقایسه و نتیجه‌گیری از برداشت‌های فردی استفاده شده است...


به این معنا كه پس از مطالعه منابع، آنچه به عنوان برداشت فهمیده شده درج گردیده است.
«هرچند كه در بعضی از موارد از نقل قول‌های مستقیم نیز استفاده شده است»

بخش اول – مقدمات فلسفی
قبل از بررسی ویژگی‌های معماری دیكانستراكشن (Deconstruction) و فولدینگ (folding) ابتدا باید به فلسفه‌ای كه این دو نوع معماری از آن ملهم گردیده اشاره كنیم.
فلسفه ی هر دو نوع سبك شباهت‌های بسیار زیادی دارد و اندك تفاوت بین فلسفه ی آن‌ها در بخش چهارم (به عنوان تفاوت دو سبك) آورده شده است.
مكتب ساختارگرایی (ساخت‌گرایی – structuralism) كه در نقطه‌ی مقابل با دیكانستراكشن قرار دارد، به عنوان یك روش تجزیه و تحلیل، در ابتدا توسط فردیناند سوسور (F. Desaussure – 1857 – 1913) در زبان شناسی وارد و گسترش پیدا كرد.
ساخت گرایی ریشه‌های خودش را به طور مستقیم در هرمنوتیك دارد.
هرمنوتیك كه در آن به بررسی شناخت و فهم و تفسیر متن می‌پردازد، ابتدا در زبان شناسی مطرح بود، اما در فلسفه، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی نیز گسترش یافت. در اینجا متن دیگر متن موردنظر زبان شناسان نیست بلكه متن به مثابه‌ی هستی و پدیده‌های عالم است.
ساخت‌گرایان در هر پدیده، عناصری مرتبط با یكدیگر مشاهده می‌كنند و در پی بررسی‌ قوانین حاكم بر این روابط هستند.
پیدا كردن ساخت‌ها در مواردی مانند قواعد خویشاوندی، اساطیر، مناسك اجتماعی، هنرها، تغذیه و... هدف اصلی ساخت‌گرایان است.
از دیدگاه ساخت‌گرایان پدیده‌های انسانی در حكم مجموعه عناصری هستند كه تحت تأثیر قوانین حاكم بر آن پدیده‌ها، با یكدیگر در رابطه هستند.
به عبارت دیگر وقوع پدیده‌ها (پدیده‌های انسانی) از ساحت ناخودآگاه انسان( رویدادهایی كه به ظاهر فراموش شده‌اند اما ناخودآگاه در ذهن باقی می‌مانند و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهند، علت‌هایی كه وجود دارند، اما آشكار نیستند.) نشئت می‌گیرد و چون انسان در انجام این امور آگاهانه عمل نمی كند با بررسی این پدیده‌ها (و حالت تكراری حاكم بر آن‌ها) می‌توان قوانینی استخراج كرد كه در موارد مشابه هم صادق باشند. (استدلال استقرایی) به طور خلاصه ساخت‌گرایی یك نظریه‌ی روش شناختی است كه در آن می‌توان هر مسأله‌ای را مورد بررسی قرار داد و قوانین حاكم بر آن مسائل را استخراج و از آن قوانین در جهت پیش‌بینی مسائل بهره جست.ساختار گرایان معتقدند ، بخش بزرگی از آگاهی های ذهن بشر به صورت نا خوداگاه است ، به دیگر سخن مفاهیمی در زندگی اقوام گذشته وجود داشته ، که در زندگی انسان معاصرهم وجود دارد وما از این مفاهیم بعنوان ((کهن الگوها )) یاد می کنیم .
ساخت‌گرایی، نقدی بر فلسفه و اندیشه مدرن بود كه در آن تمامی پدیده‌های انسانی از دیدگاه عقل بشر مورد بررسی قرار می‌گرفت و نقش عوامل ناخودآگاه (مانند تأثیرات فرهنگ، قومیت و..) در بررسی آن پدیده‌ها نادیده گرفته می‌شد.
از سوسور زبان شناس سویسی و استراوس (claude levistrauss – 1908- ) مردم شناس فرانسوی می‌توان به عنوان نظریه پردازان این مكتب نام برد.
در نیمه‌ی اول قرن بیستم، از سوی ژان پل سارتر (1980 – 1905) فیلسوف فرانسوی فلسفه‌ی( اصالت وجود) (اگزیستانسیالیسم) مطرح گردید.
سارتر معتقد بود هر فرد ماهیت خویش را شكل می‌دهد، هیچ دو فرد یا پدیده‌ی مشابهی وجود ندارد و بنابراین تجزیه و تحلیل ساختی كه مبتنی به روش استدلال استقرایی (كشف قوانین و نظم موجود در پدیده از طریق مشاهده و بررسی تكرار آن‌ها) است مردود است.
به این ترتیب فلسفه اصالت وجود (به مثابه‌ی پایه مكتب دیكانستراكشن) نیز ریشه در هرمنوتیك و نحوه‌ی تفسیر پدیده‌ها دارد با این تفاوت كه پیروان ساختارگرایی معمولاً متن مداراند، یعنی به متن توجه می‌كنند تا مؤلف آن ولی پیروان مكتب دیكانستراكشن مفسرمداراند، به این مفهوم كه بیان می‌دارند هر فردی (مفسری) می‌تواند تفسیری متفاوت از یك متن واحد داشته باشد. یعنی به تعداد افراد (مفسران) از یك متن، تفسیر وجود دارد (كثرت معانی).
مكتب فكری دیكانستراكشن كه اساس خود را از فلسفه‌ی اصالت وجود دارد توسط ژاك دریدا ( (Jaceques Derrida -1930 فیلسوف معاصر فرانسوی پایه‌گذاری شد .
دریدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است چون فرهنگ و شیوه‌های قومی هر لحظه تغییر می‌كنند، پس روش ساختارگراها كه مبتنی بر مطالعه ی تكرارها است صحیح نیست.
به عقیده دریدا یك متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشكار نمی‌كند و هر خواننده و یا هركس آن را قرائت می‌كند (در اینجا مفسر)، می‌تواند دریافت متفاوتی از قصد و هدف مؤلف آن داشته باشد. به عبارت دیگر یك متن معنی واحدی ندارد و كثرت معانی (به تعداد مفسران) در مورد آن درست است پس چون تكرار و مشابهت در كلیه متون وجود ندارد روش استقرایی ساختارگرایان مورد سوال است، به همین دلیل در بینش دیكانستراكشن ما در یك دنیای چند معنایی زندگی می‌كنیم.
از نظر دریدا در تقابل‌های دوتایی چون روز و شب، زن و مرد، تقارن و عدم تقارن و... یكی بر دیگری ارجحیت ندارد. چون هر فرد می‌تواند برداشتی متفاوت از معنای این تقابل‌ها داشته باشد.
به طور كلی در این مكتب بیان می‌شود كه هیچ تفسیر نهایی از پدیده‌ها وجود ندارد.
نكته‌ی حائز اهمیت آن است كه تعریف مشخصی از دیكانستراكشن وجود ندارد، زیرا هر تعریفی از آن می‌تواند مغایر با خود دیكانستراكشن تفسیر شود، چون هر فردی به طور مجزا می‌تواند تفسیرهای خودش را از یك تعریف داشته باشد.
چون عده‌ای از خود ساختارگرایان با عقاید ساختارگرایانه به مخالفت برخاستند، و به دیكانستراكشن متمایل گردیدند از این رو به مكتب دیكانستراكشن «پساساختارگرایی» نیز گفته می‌شود.
به طور خلاصه ساختارگرایان معتقدند :
با استفاده از استدلال استقرایی و بررسی نظم پدیده‌های مشابه و تكراری می‌توان روابط پدیده‌ها را كشف كرد و چون همه‌ی اعمال انسان از ضمیر ناخودآگاه او شكل می‌گیرد این تكرار و نظم در پدیده‌های انسانی وجود دارد.
دیكانستراكشن‌ها معتقدند:
هر پدیده و هر متنی، ماهیت مستقل خود را دارد و هیچ دو فرد یا پدیده‌ی مشابه و تكراری وجود ندارد. پس به تعداد مفسران یك متن، تفسیر از آن متن وجود دارد و معانی یك متن متكثرند و در تقابل‌های دوتایی یك معنی بر معنی دیگر ارجحیت ندارد.

بخش دوم- معماری دیكانستراكشن
(دیكانستراكشن یعنی ساختن ایده‌های ساخت‌ناپذیر – پیتر آیزنمن)
برپایه مكتب فكری دیكانستراكشن از سال 1998 و به طور دقیق‌تر از اوائل 1980 سبك معماری‌ای به نام دیكانستراكشن ابداع شد.
نخستین بار توسط پیتر آیزنمن( -peter Eisen man – 1932 ( معمار آمریكایی، معماری دیكانستراكشن شكل یافت.
اصول فكری این مكتب مانند :
- : تعدد و كثرت در معناها
- : عدم ارجحیت در تقابل‌ها و دوگانگی‌ها
در قالب ساختمان‌هایی كه به این سبك ساخته شده‌اند، كالبد یافت.
در گذشته و همچنین در معماری مدرن و پست مدرن آن چه كه حضور داشته تقارن، تناسب، وضوح، ثبات، مفید بودن و سودمندی بوده است، در این تقابل‌های دوتایی همواره یكی بر دیگری ارجحیت داشته است. اما آنچه مورد غفلت قرار گرفته عدم تقارن، عدم وضوح، ایهام، ابهام، بی‌ثباتی، فریب، زشتی و عدم سودمندی است.
مطابق با اصول دیكانستراكشن، این تقابل‌ها و دوگانگی‌ها می‌بایست در ساحت معماری به نمایش گذاشته شود.
همچنین برخلاف مدرنیست‌ها كه آینده را موردنظر داشتند و بر خلاف پست مدرنیست‌ها كه به گذشته توجه می‌كردند، در اندیشه معماران دیكانستراكشن شرایط امروز به اعتقاد آیزنمن ((اكنونیت)) «presentness» ملاك معماری است زیرا هر فردی اكنون (و بدون توجه به گذشته و آینده خود كه نمی‌توان نقش آن‌ها را در بینش فرد نفی كرد و در عین حال به دلیل كثرت معانی در افراد نمی‌توان تشخیص داد چه بخشی از آن بینش به گذشته و یا آینده تعلق دارد «نه این است و نه آن – هم این است و هم آن» به معماری توجه می‌كند).
به عبارت دیگر از نظر معماران دیكانستراكشن، طرح ساختمان باید منعكس كننده جهان متكثر كنونی باشد و به قرائت‌ها و تفسیرهای مختلف از طرح اجازه بروز دهد.
اگر ساده بگوییم و درست متوجه شده باشیم، معماری دیكانستراكشن باید هم پاسخگوی بینش‌های آینده‌نگر و هم بینش‌های گذشته‌نگر باشد و همه‌ی سلایق را در زمان حال در نظر بگیرد؛ شاید به همین دلیل باشد كه سبك دیكانستراكشن را از زیر مجموعه‌های پست مدرنیسم می‌دانند. (مكتبی كه به آینده و گذشته توأماً نگاه دارد و در ضمن كثرت گرایی از اصول پست مدرنیسم نیز محسوب می‌شود.)
در معماری دیكانستراكشن فرم‌ها تعمیم داده می‌شوند و تنها پس از آن است كه برنامه‌ای كاركردی ارائه می شود، به جای این كه فرم به دنبال كاركرد باشد، كاركرد تابع تغییرشكل می‌شود بر خلاف مدرنیست‌ها كه می‌گویند فرم تابع عملكرد است.
در آثار معماران این سبك، عدم تقارن، ابهام، ایهام، بی‌ثباتی، دوگانگی، چند معنایی و عدم سودمندی همتراز تقارن، وضوح، ثبات، پایداری، یك معنایی و سودمندی مطرح می شود. (اگر درست متوجه شده باشیم در این سبك، به عنوان مثال هم احجام متقارن وجود دارند و هم احجام نامتقارن ولی آنچه مهم است آن است كه هر دوی این تقابل‌ها وجود دارند و هر كدام به صورت احجام مستقل با ماهیت جدا به كار رفته‌اند)
كاربرد مصالح متفاوت، ایجاد عدم تعادل در تركیب‌بندی نمای ساختمان از اصلی‌ترین ویژگی‌های معماری دیكانستراكشن تقلیدی در ایران است.
از معماران مشهور این سبك می‌توان به پیتر آیزنمن، فرانك گهری، زاهاحدید، رم كولهاس، برنارد چومی را نام برد

بخش سوم -معماری فولدینگ
سبك دیگری از معماری، كه زاییده‌ی مكتب دیكانستراكشن است، و از دهه‌ی پایانی قرن بیستم مطرح گردید فولدینگ نام دارد.
از نظر مقایسه، فلسفه‌ی فولدینگ كه نخستین بار توسط ژیل دلوز (gilles deleuze (1925 – 1996 فرانسوی مطرح شد، شباهت بسیار زیادی با فلسفه‌ی دیكانستراكشن دارد:
- : هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد. (در تقابل‌ها)
- : معانی متون متكثراند (از دیدگاه مفسران مختلف)
- : سلسله مراتب وجود ندارد
به نظر می‌رسد این ویژگی فلسفه‌ی فولدینگ كه سلسله مراتب وجود ندارد خود زاییده‌ی این ویژگی دیكاستراكشن است كه ارجحیتی در جهان وجود ندارد و از این دیدگاه فلسفه‌ی دیكانستراكشن و فولدینگ كاملاً یكسان هستند.
اما باید توجه كرد در فولدینگ به عدم وجود سلسه مراتب و طبقه‌بندی و عمودگرایی توجه بیشتری شده است و به جای آن به افق‌گرایی و هم ترازی اهمیت بیشتری داده شده است. (درست مانند گیاه ریزم (Rhaizom) به جای آن كه درخت وار (عمودی) رشد كند در سطح زمین گسترش می‌یابد) از دیگر نظریه‌پردازان فلسفه‌ی فولدینگ می‌توان به فیلیكس گاتاری فرانسوی (1992 – 1936 fielix gauttari) اشاره نمود.
بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه 1990 ، با پیشگامی معمارانی چون آیزمن، گهری، زاهاحدید و حتی معمار مدرنیست فیلیپ جانسون (Philip johson – 1906- ) وارد شد.
فولد یعنی چین، لایه، لایه‌های هزارتو، در این نوع معماری هر لایه در كنار لایه‌ی دیگر است، همه چیز در كنار هم است بدون این كه لایه‌ها در هم فرو روند، ماهیت هر لایه به تنهایی حفظ می‌شود و همه چیز افقی است، از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یكدیگرند. به عبارت دیگر در این نوع معماری با مركز مداری مخالفت می‌شود و مركز مداری جای خود را به گسترش در جهت طول (و نه ارتفاع) می‌دهد.
به عنوان مثال، برج سیزر در 110 طبقه به عنوان نمادی از معماری مدرن و مرتفع‌ترین ساختمان این سبك در شهر شیكاگو قرار داشت این برج از تعدادی مكعب روی هم شكل یافته بود كه ارتفاع هر یك از این مكعب‌های عمودی متفاوت بود و هر كدام تا ارتفاع معینی بالا رفته بودند (درست در نقطه‌ی مقابل تفكر فولدینگ كه سلسله مراتب را رد می‌كرد) این برج تخریب گردید، گرگ لین ( - (gereg lynn - 1964 به صورت نمادین با تبر تیشه به ریشه‌ی این نماد مدرنیته و معماری مدرن زد و عمود گرایی را به افق‌گرایی تبدیل كرد. پس از انداختن برج به روی زمین، لین لایه‌های هندسی و طویل و قائم الزاویه آن را بر طبق شرایط سایت‌ همانند نوارهای خمیری شكل، در كنار هم قرار داد.
این لایه‌ها در عین این كه هر یك خصوصیات خود را حفظ كرده‌اند ولی با توجه به شرایط موجود در سایت، به حالت نرم و انعطاف‌پذیر به صورت افقی و بدون هیچ گونه ارجحیتی در بین عوامل موجود در سایت قرار گرفتند.
پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه‌ی فولدینگ در حوزه‌ی معماری واژه
«week form» یا «فرم ضعیف» را مطرح كرده است فرمی كه قابل انعطاف است و خود را با شرایطی محیطی وفق می‌دهد همان طور كه ژله با شكل ظرف خود تطبیق می‌یابد، از این رو معماری فولدینگ نوعی معماری ارگانیك نیز محسوب می‌شود به این معنا كه لایه‌ها در عین این كه خصوصیات خود را حفظ می كنند ولی با توجه به شرایط موجود در سایت به حالت نرم و انعطاف‌پذیر به صورت افقی و بدون هیچ ارجحیتی در بین عوامل موجود در سایت قرار می‌گیرند.
ویژگی‌های معماری فولدینگ:
- : لایه‌ لایه بودن (چند لایگی) با حفظ ماهیت هر لایه و قرارگیری لایه‌ها در كنار هم
- : افق گرایی و همترازی لایه‌ها
- : فرم‌های قابل انعطاف و قابل تطبیق با شرایط محیطی سایت (week form و معماری ارگانیك)
- : در این نوع معماری تباین‌هایی مانند تقارن، عدم تقارن و... به چشم می‌خورند اما این تضادها به نسبت دیكانستراكشن منعطف‌ترند و در هم می‌آمیزند، به عبارت دیگر مثل دیكانستراكشن تضادها كاملاً مجزا نیستند و با عناصر واسطه به هم مربوط‌اند. (اگر درست فهمیده باشیم)
بخش چهارم – مقایسه ی معماری دیكانستراكشن و فولدینگ
1- شباهت‌ها
1-1- در بسیاری از جهات (تقریباً در همه‌ی موارد) دیكانستراكشن و فولدینگ در فلسفه مشابه هستند، و در واقع فلسفه‌ی فولدینگ كاملاً نشئت یافته از فلسفه‌ی دیكانستراكشن است. كثرت معانی و عدم ارجحیت در تقابل‌ها در هر دو فلسفه وجود دارد، اما در فلسفه‌ی فولدینگ تضادها با انعطاف بیشتری در كنار هم قرار می‌گیرند .
2-1- هم در معماری فولدینگ و هم معماری دیكانستراكشن، هدف اصلی پاسخ‌گویی به قرائت‌ها و تفسیرهای مختلف از طرح است .
3-1- در معماری فولدینگ لایه‌ها ضمن قرارگیری در كنار هم ماهیت خود را حفظ می‌كنند (درهم فرو نمی‌روند) همان طور كه در معماری دیكانستراكشن احجام، اشكال، سطوح و... ماهیت خود را حفظ می كنند .
4-1- هر دو سبك معماری فولدینگ و دیكانستراكشن با الگوبرداری از علم روز، فرم‌هایی را به وجود می آورند .
2- تفاوت‌ها
1-2- در معماری دیكانستراكشن تضادها و تباین‌ها در معماری به صورت مجزا شكل می‌یابند، اما در معماری فولدینگ هر چند این تضادها شكل می‌یابند اما این تضادها به صورت انعطاف‌پذیری در هم می‌آمیزند. به عنوان مثال با استفاده از یك عنصر واسطه این تباین‌ها در هم می‌آمیزند. (دقت داریم، چه در معماری فولدینگ و چه در معماری دیكانستراكشن این كه می‌گوییم تضاد به مفهوم ارجحیت یك عنصر در مقابل عنصر متضاداش نیست بلكه به معنای كاربرد همزمان هر دو عنصر متضاد در طرح است.) (اگر درست فهمیده باشیم.)
2-2- در معماری فولدینگ به نسبت معماری دیكانستراكشن توجه بیشتری به افق گرایی و هم ترازی است.
3-2- در معماری فولدینگ به محیط اطراف سایت همزمان هم توجه می‌شود و هم در بعضی قسمت‌های همان سایت توجه نمی‌شود، به عبارت دیگر بعضی قسمت‌های یك طرح، طراحی ارگانیك دارد و بعضی قسمت‌های همان طرح، طراحی ارگانیك ندارد.
اما این توجه به طراحی ارگانیك در معماری فولدینگ از معماری دیكانستراكشن بیشتر است (اگر درست فهمیده باشیم.)
بخش پنجم - جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
همان‌طور كه در قسمت قبل گفته شد، هم معماری دیكانستراكشن و هم معماری فولدینگ و حتی معماری پرش كیهانی نیز شباهت‌های زیادی به هم دارند و در امتداد تجربه‌های هم هستند كه این خود ناشی از محوریت مشترك آن‌هاست كه این محوریت مشترك همان «علم روز» است.
آن‌ها در پی الگوبرداری از علم روز و انتقال آن مفاهیم به فرم‌های معماری هستند و با اندكی تغییر در ویژگی‌های هر یك از این سبك‌ها، نام آن‌ها تغییر كرده است.
این مسأله (توجه به علم روز) نه تنها در این سبك‌ها، و نه فقط در معماری، بلكه در همه‌ی جوانب زندگی بشر امروز تأثیرگذارده و با جهت‌گیری‌اش، سمت و سوی بسیاری از مسائل را عوض می‌كند.
هر نظریه ی جدید (در فلسفه و روان شناسی و جامعه شناسی و علوم تجربی و...) چون طوفانی می‌ماند كه سایر اركان زندگی بشر را با اصول خود همسو می‌سازد و در واقع، معماری نیز به عنوان یكی از این اركان می‌تواند تجسم این تفكرات باشد.
از همین جاست كه می‌توان به رابطه‌ی تعدد تفكرات و بینش‌ها و تعدد سبك‌ها (به خصوص در سال‌های اخیر) در معماری پی برد.
اگر صنعت را به مفهوم عام آن در نظر بگیریم (صنعت: هنر، علم و...) می‌توان همه‌ی این موارد را در جمله‌ی زیر خلاصه كرد:
صنعت (به مفهوم عام آن) چیزی نیست جز بر آمدن اجسام مادی از این كیفیات روحی (نظریه‌ها، بینش‌ها، تفكرات و...)
اسامی خاص:
استراوس – كلود لوی Claudelevi Strauss
آیزنمن – پیتر Peter Eisenman
پسا ساختارگرایی Post Structuralism
چومی – برنارد Bernard Tsehumi
حدید – زاها Zaha Hadid
جانسون – فیلیپ Philip Johson
دریدا – ژاك Jacequse Derrida
دیكانستراكشن Deconstruction
دلوز – ژیل Gilles Deleuze
ریزم RhaiZom
ساختارگرایی Structuralism
سوسور – فردیناند F.De Saussre
فرم ضعیف Weak Form
فولدینگ Folding
كولهاس – رم Rem Kool Hass
گهری – فرانگ Frank Gehry
گاتاری – فیلیكس Felix Gattari
لین – گرگ Gereg Lynn

فهرست منابع مورداستفاده
1- دیباج، سیدموسی. «بررسی زمینه‌های عام فلسفی دیكانستراكشن». مجله‌ی معماری و فرهنگ. سال اول، شماره 4، (بهار 1379)، ص 70.
2- رضاقلی، علی. جامعه شناسی نخبه‌كشی. تهران: نشر نی، 1377 ، چاپ هشتم.
3- قبادیان، وحید. «مبانی معماری فولدینگ». مجله‌ی معماری و فرهنگ. سال اول، شماره 4، (بهار 1379)، ص 87.
4- قبادیان، وحید. مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1384 ، چاپ سوم.
5- محسنی، منوچهر. مقدمات جامعه‌شناسی. تهران: دیبا، 1368 ،چاپ پنجم.
6- معماری دیكانستراكشن، معماری دیكانستراكتیویست. تهران: انتشارات پیام ، 1372، چاپ اول.
7- محمد نقوی، سیدعلی. جامعه‌شناسی سال سوم رشته‌ی ادبیات و علوم انسانی. تهران: شركت چاپ و نشر ایران، 1371.
8- سایتهای مورد استفاده :
Arscomica .org /eisen man .html
W3.uniroma 1 it /
Tech-des-mainframe 3.htm
برگرفته از سایت هنر ومعماری
 
 




طبقه بندی: سبک های معـماری، 
منوی مدیریت

پروفایل مدیریت

فروشگاه محصولات پارچیتکت         بازگشت به صفحه نخست

ارسال ایمیل        RSS


موضوعات
محصولات پارچیتکت
خبرنامه

نــــام 

ایمیل 


Powered by WebGozar

به منظور اطلاع از بروز شدن سایت

در خبرنامه عضو شوید

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



قالب وبلاگ