تبلیغات
معماری سورئالیسم - سبک رومانسک
 
شنبه 17 مهر 1389
پیشینه تاریخی: تقسیم امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی وضعیت این امپراتوری و ایجاد امپراتوری بیزانس و در نهایت سقوط امپراتوری روم غربی با تحولات مهمی در اروپای غربی همراه گردید. از گذشته های دور همیشه اقوام ساکن شمال اروپا و حتی قسمتهای آسیای غربی برای دست یافتن به کرانه های مدیترانه در کوچ و مهاجرت بوده اند و این مهاجرت موجب برخورد و تضاد بین اقوام گوناگون شده است.

مهاجرت گوتها از شمال به سمت جنوب موجب تحولات مهمی در تاریخ اروپا گردید، اقوم مختلف شمالی که به بربرها معروف بودند، پس از چند دهه با استقرار در اروپای مرکزی (از قرن هشتم میلادی به بعد) دولتهای جدیدی بوجود آوردند که در طی استقرارشان هنر مشخصی پدید آوردند که متاثر از یونان و روم بود. گوتها در هنگام مهاجرت و جابجایی، باعث مهاجرت اقوام دیری از سرزمینهای اصلی شان شدند. آنها در حوالی سال 300 میلادی به دو گروه گوتهای شرقی در قسمتهای شرقی اروپا استقرار یافتند و گوتهای غربی که به سوی اروپای غربی ، تا مرزهای شمالی امپراتوری روم پیش رفتند که در مواجهه با قدرت امپراتوری روم از نفوذ به آن سرزمین باز ایستادند.
قدرت نظامی امپراتوری که مرزهای شمالی آن را به رود دانوب محدود می کرد، مانع نفوذ و ادامه مهاجرت اقوام شمالی گردید و در طی دوران حکومت امپراتوری روم، همواره بین این دو حکومت و بربرها (اقوام شمالی) جنگهای سخت و خونینی در جریان بوده است.

در قرن چهارم میلادی قدرت جدیدی از سمت آسیا، اروپا را مورد تاخت و تاز قرار دد این مهاجمان هونها بودند که گوتها را تحت فشار قرار داده و به مرزهای امپراتوری روم عقب راندند و امپراتوری روم که خوند را در مواجه این خطر دید به ویزووتها اجازه داد ه در کرانه های غربی رود دانوب مستقر شوند.
اما این وضعیت دوام چندانی نیافت و ویزوگوتها سر به شورش برداشتند و در ججنگی که بین آنها و نیروی روم در گرفت، امپراتور روم کشته شد و سپاهیانش نیز شکست سختی را پذیرا شدند . پس از این شکست روم مقاومت چندانی در مقابل گوتها نشان نداد و سرانجام تسلیم شد1.

هونها همچنان در ادامه نفوذشان به اروپای غربی و جنوب اروپا ویزوگوتها را مجبور نمودند، از جنوب ایتالیا گذشته و در فرانسه (جنوب فرانسه) مستقر شوند که در نهایت آنها با فرانکها مواجه شدند و سرانجا م به سوی جنوب اسپانیا مهاجرت کردند.
با مرگ اتیلا سردار هونها در سال 453 میلادی اروپا از کابوس وحشت نجات یافت. ولی درگیری بین اقوام مختلف اروپا تا سال 750 میلادی طول کشید تا اینکه در این دوره امپراتوری فرانکها با نام ((کارولنژ)) قدرت را در اختیار گرفت و آرامش نسبی به اروپا بازگشتقبایل بربر مسیحی و کلیسا به تدریج جانشین امپراتوری روم گردیدند و پایه های بی چون و چرای کلیسا و پاپها در قرون وسطی ریخته شد. این امر در زمانی به اوج خود رسید که در قرن پنجم میلادی پادشاه فرانکها به مذهب کاتولیک گروید، و کلیسای روم در رقابت با کلیسای ارتدوکس روم شرقی وارد عرصه جهان گردید. بربرها که خود هنر چندانی نداشتند، در مواجهه با میراث یونان و روم هنرشان شکل گرفت سرانجام با امپراتوری کارولنژها دوران احیاآ هنر فرارسید2. اواخر سده هشتم و یا سده نهم میلادی، شاهد یک پدیده بزرگ تاریخی بود که امروزه دوره احیای رم مسیحی در عصر شارلمانی، در تلاش بود که همانند کنستانتین رفتار کند و زمانیکه پاپ تاج شاهی را بر سر او نهاد، او را امپراتور این امپراتوری احیاء شده روم نامید، حکومت جدید امپراتوری مقدس روم نامیده شد. که تا یکهزار سال بعد گاه بزرگ گاه کوچکتر شد. ولی با انهدامش توسط ناپلئون در سال 1806 میلادی در اروپای مرکزی به حیات خود ادامه داد3. شارلمانی بناهایی را به اقتباس از معماری رومی بنیاد گذارد که در میان آنها می توان به نمازخانه کاخ شارلمانی در ((آخن)) اشاره نموده و همچنین وضعیت ((دیر سن گال)) سوئیس (819 میلادی) یکی از مجموعه بناهای ساخته شده در دوره شارلمانی است...


پس از شکست جانشینان شارمانی، حکومت این ناحیه بدست اوتونی ها افتاد که مهماری اوتونی مسیر اسلاف کارولنژی خویش را دنبال کرد، یکی از بناهای شاخص این دوره کلیسای ((دیر سین میکائل در هیلدسهایم)) است که در فاصله 1001 تا 1031 میلادی ساخته شده است تقسیم بندی برجها و بدنه جسیم آن کاملا مشخص است. در این کلیسا مراکز ثقل ساختمانی در شرق و غرب به خوبی مشهد است و صحن اصلی در حکم تالاری است که این دو برج (مراکز) را به هم متصل می کند.

در این کلیسا و بناهای فوق الذکر مقدمات معماری رومانسک را می توان ملاحظه کرد ولی آنچه در این گفتار قابل توجه است، تفکرات و اندیشه هایی است که بر جامعه رومانسک حاکم بوده و در آثار معماری بویژه در کلیساها مشهود است

معماری رومانسک (رومی وار): اوضاع و احوال اجتماعی پیش از قرون وسطی در دوره های یونان و روم موجب شده بوده که آثار هنری، بطور کلی هنر معماری به رشد و تداوم و ماندگاری قابل ملاحظه ای برسد. این وضعیت تا چند قرن بعد هم در اروپا ودوام آورد، اما در نتیجه جنگها و کشمکشها فترتی پدید آمد، تا اینکه در این برهه از زمان هنر و سبک رومانسک پا به عرصه گذشت. چون در دوره امپراتوری کارولنژی و اتوئی مدتی ثبات سیاسی حاکم گردید که به طور مختصر به آن اشاره کردیم.

با آغاز نخستین دوره جنگهای صلیبی در اوایل سده دهم میلادی در اروپا، جمعیت های عظیمی از نقاط و شهرهای اروپای غربی به شهرهای مختلف مهاجرت کرده و پناهنده شدند، از جمله این شهرها، شهر اورشلیم بودت. این مکان در آن موقع سرزمین مقدس خوانده می شد.

پیش از جنگهای صلیبی دو طبقه اجتماعی در سراسر اروپا از قدرت و نفوذ بسیاری برخوردارد بودند که دسته اول فئودالها، ملاکین و بارون های ثروتمند بودند و هر کدام به فراخور میران پول و زمینهایی که در تملک خویش داشتند از نفوذ و قدرت خاصی برخورددار بودند و گروه دوم روحانیون مسیحی و مبلغین مذهبی و متولیان دیرهای بزرگ و کلیساها بودند که در میان مردم و همچنین در نزد حکومت های زمان خود مورد احترام و صاحب نفوذ بودند.
پس از نخستین جنگ صلیبی در عرصه های مردممختلف ممالک اروپایی تحولاتی ایجاد شد که منجر به تثبیت مقام کلیسا به عنوان رهبر مردم، و دیگر ایجاد وضعیتی مناسب برای برقراری روابط تجاری با شرق گردید و سوم، آزادی و استقلال شهرها، و این امتیاز در صورتی حصول می گردید که شهروندان در کمک به جنگ مبالغی را پرداخت می کردند تا بتوانند برای شهر استقلال و آزادی نسبی به ارمغان آورند، و چهارم رههای ارتباطی تجاری با کشورهای مشرق زمین4. همانند شریانهای اصلی انتقال اندیشه ها و علوم جدید به اروپا پدید آمد ه آنرا رومانسک یا رومی وار نامیده اند در حالی که وامدار اصولی از هنر رومی بود، اما خود به تنهایی هنری محض و اصیل قلمداد می شد.

اگر زمانی را برای پدید آمدن معماری رومانسک در نظر بگیریم باید به یک دوره دویست ساله اشاره کنیم یعنی سده های یازده و دوازده میلادی5. در معماری رومانسک نکته قابل توجه و تامل احترام و جایگاه ویژه معنوی و مذهبی کلیساها است و همچنین عملکردهای مختلف این بنا برای سخنرانی و مواعظ، محل تجمع ها و تصمیم گیری ها است. همین امر موجب شد که افزایش شگفقت انگیزی در فعالیتهای ساختمانی پدید آید. یکی از رهبانان قرن یازدهم به نام ((رائول گلابر)) در این باربه گفته است که دنیا، خود را به جبه ای سفید از کلیسا می آراسته است. این کلیساها نه تنها با تعداد فراوانتری به وجود آمدند، بلکه عمدتا از کلیساهای آغاز قرون وسطی بزرگتر و پر تجمل تر ساخته شدند، و به ویژه بیشتر آنها نمای رومی داشتند. زیرا شبستان آنها بر خلاف سقف چوبی، تاق قوسی داشت و بدنه خارجیشان بر خلاف کلیساهای صدر مسیحیت و بیزانسی و کارولنژی و اوتونی با تزئینات معماری و پیکر تراشی تزئین می گردید. از لحاظ جغرافیایی بناهای عمده به شیوه رومی در سراسر دنیای مسیحیت بوجود آمد. از شمال اسپانیا تا ناحیه رودخانه راین، و از مرز انگلیس و اسکاتلند تا قسمت مرکزی ایتالیا. در این میان بهترین و متنوع ترین نمونه های معماری محلی و متهورانه ترین ابتکارات فنی در فرانسه به منصه ظهور رسید6. اگر عمده ترین ویژگیهای معماری رومانسک را بیان کنیم، بکارگیری قوسهای نیم دایره رومی در سقف ها ، همچنین استفاده از جرزهای سنگین بوده است7.

نکته قابل توجه در معماری رومانسک این است که تغییرات پر دامنه ای پیدا کرده و تنوعات منطقه ای فراوانی را شامل می شود و همین امر موجب گردید مورخان معماری، آنرا سبکی فی نفسه کامل پنداشته و معتقد نیستند که پیش در آمد ناقصی برای سبک گوتیگ بوده باشد. بدین ترتیب معماری رومانسک علیرغم تنوعاتش، به سهولت قابل شناخت است و نخستین معماری حقیقی متعلق به سده های میانی به شمار می رود.
از دیگر ویژگیهای سبک رومانسک می توان به حجم های کلیساها از بعد معماری اشاره داشت که همگی از احجام هندسی ساده وبزرگ و با زاویه قائمه نظیر مکعب& مکعب مستطیل، استوانه و نیم استوانه تشکی یافته اند. بخشهای اصلی با قرار دادن دیوارهای یا ستونهای دراز در چهار چوبها تاب بندی خشتهای کوچکتر تقسیم شده اند سطوح بیرونی عناصر تزئینی بوده اند، این زمان بازتابی از چگونگی سازماندهی ساختمان به شمار می روند8.

گسترش و اعتلای معماری سبک رومانسک در اروپا به طور مشخص در چهار کشور: فرانسه، انگلستان، آلمان و اسپانیا قابل بررسی اند، در هر یک از این چهار کشور معماران سبک رومانسک با ظرافت و نوآوری های خاصی معماری این دوره را به شرایط، مقتضیات و خصوصیات کشور خود وفق داده و همین امر سبب شد تا ویژگیهای خاصی در سبک رومانسک هر یک از این کشورها قابل ملاحظه باشد9. در هر یک از کشورهای فوق الذکر، معماری رومانسک به شیوه های گوناگون و متنوع اجرا گردیده است و در مناطق مختلف هر کشور روش ساخت بناهای این سبک بویژه کلیساها، بنا به ابتکارات معماران متمایز گردیده است و در مناطق مختلف هر کشور روش ساخت بناهای این سبک بیش از ده شیوه (سبک) از این معماری (رومانسک) وجود دارد. اینک به طور مختصر به ویژگیهای معماری رومانسک در هر یک از کشورهای مذکور می پردازیم:

سبک رومانسک در فرانسه: یکی از سرزمینهایی که از نظر معماری پس از رومانسک این کشور هنوز از نظر سیاسی حاکمیت مستقلی نیافته بود، اما با توجه به شرایط خاص بومی، معماری رومانسک در این کشور به فرمها و اشکال مختلفی تقسیم گردیده که در میان آنها می توان هفت نوع مختلف از کلیساهای رومانسک را در سراسر فرانسه شناخت.

در معماری رومانسک فرانسه می توان به دو کلیسای (( سن مارتین تورس))10 کهدر محراب آن فضاهایی بنام نمازخانه به شکل یک نیم دایره که نیم استوانه هایی به آن الحاق گردیده، دوم کلیسای ((کلونی دوم))11، که محراب آن دارای نمازخانه های دندانه ای است، اشاره کرد

به طور کلی در باب علت پدید کلی در باب علت پدید آمدن نمازخانه های مذکور می توان به توسعه و گسترش مراسم مذهبی اشاره کرد که در آن کار دینالها نمازخانه های جداگانه می طلبیدند. این فضا به طور طبیعی در محراب کلیسا که مخصوص انجام مراسم توسط مقامات کلیسا است، گسترش بیشتری یافت و علت طویل شدن محراب در این ساختمانها نیز وجود همین نمازخانه ها ست که برای دسترسی به آنها وجود راهروهایی که پیرامون محراب را فرا گرفته بر طول و درازای این نوع بنا افزوده است.



نکته دیگر درباره سبک رومانسک فرانسه این است که برای جلوگیری از رانش دیوار تالار مرکزی و اصلی کلیسا، دیوارهای راهروهای جانبی را مرتفع تر ساخته اند و همین امر موجب گردیده که داخل کلیسا تاریک شود، چون این امر مانع از ایجاد پنجره در روی تالار مرکز می گردید. از این نمونهه ها می توان به کلیساهای: ((سان مارتیدر لیموگز))12،((کلیسای سن فوی))13، ((کلیسای سرنن))14، در تولوز، ((کلیسای سانتیاگو))15، در کان فرانسه اشاره کرد17.



سبک رومانسک در ایتالیا: معماری رومانسک در ایتالیا تحت تاثیر عوام مختلف دارای تفاوتهایی است که بطور کلی می توان این سبک را در مناطق مختلف ایتالیا به شرح زیر خلاصه نمود:

الف- شمال ایتالیا: معماری رومانسک در این ناحیه به خصوص در ایالات لومباری18 به کلیساهای رومانسک اروپایی و به طور واضح تر به معماری رومانسک آلمان نزدیکتر هستند و علت این مسئله شاید این باشد که آلمان و ایالت ((لومباردی)) ایتالیا از زمان کار و لنژ روابط سیاسی و فرهنگی نزدیکی با یکدیگر داشته اند که از نظر هنری نیز بر یکدیگر را مشخص نمود. سبکهای تزئینی بکار گرفته شده در نمای ((کلیسای اشپایر آلمان))، به شیوه لومبادی و بویژه از ((کلیسای سن آمبرجو))19 در میلان (مرکز ایالت لومباردی) اقتباس شده است. به عنوان مثال قوسهای زیر قرنیز هر طبقه از برجهای کلیسا اشپایر و همچنین پنجره های قوسی در این کلیسا منشا لومباردی دارند. به عبارتی از کلیسای سنت آمبرجو تقلید شده اند چون که این قوسهای متقاطع در مقیاس کوچک توسط معماران لومباردی در سراسر نخستین سالهای سده میان استفاده شده9 است20.



ب – مرکز ایتالیا: کلیساهای منطقه جنوبی ایتالیا هنوز از سقفهای خرپایی چوبی که از سنتهای مسیحیت آغازین بود، استفاده می کردند . این مسئله در قسمتهای مرکزی ایتالیا چشمگیر بود و نمونه بارز این سبک جنوب ایتالیا کلیسای پیزا 21 است

در این کلیسا که روحیه بناهای صدر مسیحیت مانند سقف خرپایی و پلان با سیلیکایی در آن هویدا است، به خاطر موقعیت جغرافیای خاص شهر پیزا در کنار دریا و ارتباط این شهر با نقاط دیگر بویژه شرق22، عناصر معماری بیزانس و معماری اسلامی در معماری کلیسای جامع این شهر با هم در آمیخته اند23. این کلیسا در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی ساخته شده و نقشه آن همانطوریکه اشاره شد متاثر از با سیلیکای رومی است. در این کلیسا، برج و راهروی اصلی یا صحن اصلی با تاثیر از شیوه های معماری مسیحیت آغازین از سقف های خرپایی پوبی ساخته شده و این سقف فشارهای محوری بر راهروهای جانبی وارد نمی آورد ولی با این حال پوشش راهروهای جانبی با تاقهای قوسی متقاطع فراهم آمده است. ردیف ستونهای دو رنتی در صحن کلیسا بیانگر تسلط معماری رومی و پایبندی ایتالیائیها به عناصر معماری کلاسیک است

درباره برج ناقوس معروف این کلیسا نیز که 2/4 متر از خط قائم انحراف دارد و به خاطر نشست پی اش به این شکل درآمده، باید متذکر شد که از برجهای کلیسا شهر راونا تاثیر گرفته است که تکرار قوسها در طبقات این برج ظرافت جالبی برخوردار است و به طور کلی تکرار قوسها در نمای کل مجموعه ارتباط و پیوند جالبی به کل مجموعه داده است.

ج – جنوب ایتالیا: جنوب ایتالیا در این مقطع زمانی زیر سیطره حکومت ((نرمانها)) اداره می شد و معماری رومانسک در این بخش تحت تاثیر معماری ایلات ((نرماندی)) فرانسه بود و در معماری این منطقه تاثیر معماری نرماندی به وضوع نمایان است و مهمترین ویژگی آن سقفهای شیبدار چوبی است.

در جزیره سیسیل نیز که تا قرن نهم میلادی تحت سلطه اعراب مسلمان بوده و سپس بدست نرمانها افتاه است. نفوذ معماری بیزانس و اسلامی بخوبی نمایان است. در کلیسای ((سن جووانی دلی ارمیتی))24. وجود گنبدهای با قوس نعل اسبی و دیگر ویژگیهای معماری اسلامی بیانگر این مسئله است25. (ش 9/ شکل مقابل را بنگرید)

به این نکته باید اشاره کرد که در بخشهای شمال شرق ایتالیا ((ونتوو))26 یکی از مهمترین شهرهای ایتالیا یعنی ونیز که از مراکز مهم تجاری آن دوران بوده معماری رومانسک شدیدا تحت تاثیر معماری بیزانس قرار گرفته است.

به طور کلی باید اشاره نمود ه ایتالیاطیها رومانسک را بیش از همه جا مورد توجه قرار دادند و این به آن دلیل بود که این سبک و شیوه معماری کاملا متاثر از معماری رومی بود و آنرا ((رومی وار)) بنامیم بهتر است.



معماری رومانسک در انگلستان: معماری رومانسک در این سرزمین تا پیش از فتح این کشور در سال 1060 بدست گوگولیوم27 و نرماندی به شکل معماری کارولنژی بوده است که سپس تح0ت تاثیر معماری ایالات نرماندی فرانسه قرار گرفت. فرم معماری رومانسک در این کشور به سرعت تغییر و تداوم یافت و به سبک نرماندی، در انگلستان بهترین و بزرگترین بناهای رومانسک را پدید آورده اند که این سبک فرانسوی با خصوصیات بومی این کشور پیوند خورد. ویژگیهای معماری رومانسک در انگلستان را می توان، دیوارهای ضخیم و ستونهای داخلی قطور که اغلب استوانه ای هستند و از نظر پلان این بناها دارای پلانی طولی و به عبارتی بسیار کشیده اند و بازوهای عرضی آنها نسبت به بناهای دیگر سبک رومانسک بیش از حد معمول بیرون کشیده شده اند، محراب در این کلیساها به شکل ادامه پلان و بسیار طولانی است. همچنین برجهای مربع با سقفهای مسطح بر روی محل تقاطع در صحن و بازوهای عرضی از دیگر ویژگی معماری رومانسک در انگلستان است. ویژگی دیگر این معماری این است که بر خلاف کلیساهای با سیلیکایی در ایتالیا و دیگر نقاط، نمای کلیساها در پشت برجها مخفی می شوند و وضعیت داخلی کلیسا را نمی توان از نمای بیرونی تشخیص داد28.

کلیسای دورم29. از بناهای دوره رومانسک است که در شمال انگلستان واقع شده است. این کلیسا بهخاطر داشتن نوع قوسهایی که در تاق بندی آن بکار گرفته شده معروف است. نخستین بنایی است که قوسهای متقاطع در آن از حالت قوسهای نیم دایره خارج گردیده و شکل قوسهای نوک تیز گوتیک را به خود گرفته است

البته ((کلیسای کائن))30 در شمال فرانسه نیز دارای چنین قوسهایی است. در آلمان هم معماری رومانسک با معماری لومباردی ایتالیا ویژگیهای مشترکی دارند31. کلیسای دوروم که بارها دستخوش تغییر شده، دارای یک صحن اصلی و دو راهروی جانبی و محفظه زیر گنبد اصلی (مربع متقاطع) است و نقشها و طرحهای مورد استفاده در این بنا انتزاعی هستند32

سبک های معماری رومانسک: همانطوری که اشاره گردید، معماری رومانسک در هر یک از کشورهای اروپایی دارای ویژگی خاصی بود، و همین امر موجب گردید که سبکهایی در این معماری پدید آید که به اختصار به بررسی هر یک از آنها می پردازیم. البته شاید در این سبکها به ویژگیهاییی اشاره شود که در معماری هر یک از کشورها پرداخته شده است. ولی برای شناخت و تمایز سبکها اشاره مختصر ضروری است.

1- سبک لومباردی: قسمتهای شمالی آلمان در سده های میانه به لومباردی مشهودر بود. از ویژگیهای معماری رومانسک لومباردی می توان به عناصر تزئینی نظیر ردیف قوسهای زیر قرنیز لبه بام، بالکانه پله پله قوسدار زیر شیروانی و گچبریهای مشخص کننده طبقات برج ها و همچنین تاقهای متقاطع سراسر راهروهای جانبی صحن و ... اشاره کرد. از کلیساهای معروف این سبک می توان ((کلیسای اشپایر)) در آلمان و ((سان آمبروجو)) در ایتالیا نام برد. در کلیسای اشاپر پس از بازسازی و ایجاد سقف قوس دار آن، برای هدایت نور بیشتر به داخل کلیسا از تاق جناغی چهار بخش متقاطع استفاده کردند که این تاقها بر روی قوسهای نیم دایره ای سوار می شد، در این قوس امکان تعبیه پنجره در زیر تاق وجود داشتدر کلیسای سن آمبروجو با دهلیز سر گشاده ای روبرو می شویم که با یک هشتی دو طبقه در قسمت ورودی و یک برج هشت ضلعی، در انتهای شرق صحن قرار دارد و دارای دو برج کوتاه و بلند است که برج کوتاه در سده دهم و برج بلند در سده دوازدهم ساخته شده اند

2- سبک نرماندی: به مناطق جنوبی آلمان، نورمان (نرمان) گفته می شده است. شیوهای که از معماری رومانسک در این مناطق معمول بود موجب شد که آثار معماری دیگری نیز به همین شیوه در کشورهای دیگر نظیر فرانسه و انگلستان بوجود آید. البته این سبک دوران تکامل خود را در فرانسه طی نمود پس از اینکه وایکینگها به آیین مسیحیت گرویدند در شمال ماندگار شدند و تقریبا به طور ناگهانی نشان دادند که مدیرانی ماهر و شایسته اند و به سرعت رموز معماری را آموختند و بناهایی در سبک رومانسک ایجاد کردند و چند سبک رومانسک را با نوآوری هایشان به اعتلاء رساندند که این سبک ها بعدا منبع اصلی سبک گوتیک گردیدند. از جمله مهمترین این سبک ها، سبک نرماندی بود که کلیسای با ارزشی همانند ((سنت آتین)) در کان فرانسه پدید آوردند.

در کلیبسای سنت آتین که طرح فوق العاده جذابی دارد، پیش درآمدی بر نماهای دو برجی کلیساهای گوتیک است. چهار دیوار با جزر پشت بند، نمای مزبور را به سه بخش عمودی تقسیم کرده است که همگی با طرح صحن و راهروهای جانبی در داخل کلیسا مطابقت دارند. برجها نیز در بالای دیوارهای پشت بند خود دارای یک تقسیم بندی سه بخشی اند، و دریچه های ایجاد شده در دیوارهای آنها به ترتیب از طبقه پائین به بالا بزرگتر می شوند. کلاهکهای برجها از مختصات بعدی (گوتیک) هستند.این بنا همانند کلیسا اشپایر در ابتدا بایستی دارای یک سقف چوبی می شد، ولی دیوارها از همان آغاز کار شیوه تناوبی( نیم ستونهای ساده که یک در میان در مجاورت میله های متصل به ستونهای نیم دایره در بدنه نما قرار گرفته اند) به صورت بند بند تقسیم شده اند و این بازتابی از طراحی مربع وار دقیق نقشه ساختمانی است. این روش ستون بندی متناوب تا مدتها پس از سال 1110 میلادی به طرزی موثر و نتیجه بخش، بویژه از زمان ساخته شدن کلیسای اشپایر، که تصمیم به پوشاندن صحن با تاق گرفته شده، مورد استفاده بود. لیکن احتمال زیادی می رود که نخستین بار در اثر ملاحظات زیبایی شناختی به کاررفته شده باشد نه نیازهای ساختمانی. به هر حال جرزهای مرکب یک در میان یکراست تا نقطه پاکار قوس بالا می روند و رگه های شاخه شاخه شان بلوکهای بزرگ و چهار گوشه تاق را به شش بخش تقسیم می کنند و بدین ترتیب یک تاق شش بخشی بوجود می آورند. ارتفاع و خیز این قوسها کوتاهتر گرفته شده است تا مانند تاقهای کلیسای سان آمبروجو برجسته به نظر نیایند. به اندازه ای که امکان گنجاندن یک ردیف ÷نجره زیر گنبدی را به معماران داده است. همچنین منظره ظاهری آنها به برخی از نخستین تاقهای جناغی شباهت دارد. در این نوع تاق رگه های اریب و عرضی تشکیل یک استخوان بندی ساختمانی می دهند، که تا اندازه ای قادر است قابهای تزئینی نسبتا سنگین بین آنها را تحمل کند32.

این نوع تاق زنی جناغی را بایستی یکی از ویژگیهای معماری سبک نورمان محسوب نمود. در کلیسیا سنت اتین عناصری همانند، جزرهای مرکب که هسته های مرکزی آنها در زیر ستونهای نیم دایره متصل به بدنه از نظر پنهان مانده، پیش درآمدی بر جزرهای خوشه ای گوتیک هستند. کاسته شدن از سطوح دیوارهای داخلی در اثر استفاده از دریچه های بزرگ قوسی، سرآغازی برای کاربرد پنجره های وسیع گوتیک است.

3 – سبک توسکان: یکی دیگر از سبکهای رایج در معماری رومانسک توسکان است که در ابتدا در بخشی از ایتالیا آغاز گردید و به همین نما خوانده شده . معماران این سبک به آسانی ویژگیهای سنی معماری خود را رها نکردند و در واقع خصوصیات معماری رومانسک را با آن درآمیختند ، چنانکه بناهایی که با شیوه های توسکانی ساخته شدند، بسیار تحت تاثیر ویژگی باسیلیکاهای صدر مسیحت هستند، به همین دلیل رومانسک سبک توسکان به رومانسک محافظه کار مشهور است.

از بناهای بارز این سبک می توان به گروه کلیسای پیزا در شهر پیزای ایتالیا و کلیسای ((سن مینیاتوآل مونته)) در فلورانس اشاره کرد. کلیسای جامع پیزا دارای پنج دالان است . در نگاه نخست به کلیسای مسیحیت آغازین شباهت دارد، ولی بازویی برآمده گنبد بالای تقاطع پوسته مرمرین غنی و بالکانه های چند قوسی نمای آن ویژگیهایی هستند که به سبک رومانسک تعلق دارد.

کلیسای سن مینیاتو آل مونته در فلورانس به سبکی خاص معماری مسیحیت آغازین را زنده کرده است. هر چند که قوس بندی دیوار و پوشش ظریف و هندسی آن از مرمر، چنان جلوه تزئینی زیبایی به نمای آن داده است که با نمای ساختمانی پیشین فاصله داد، سقف این کلیسا همانند بسیاری از کلیساهای توسکانی چوبی است، اما صحن آن ا داشتن قوسهای دیافراگمی از بالای جزرهای مرکب به سه بلوک برابر تقسیم شده است. نمای این کلیسا به بخشهای مختلفی تقسیم شده و در قسمت بالا یک سنتوری با تاق نماهای نیم دایره ای تعبیه گردیده است

4- سبک آکتین: اکتین نام منطقه ای در جنوب فرانسه است. در این منطقه معماری رومانسک ویژگیهایی را شامل است که آنرا قابل تفکیک و تشخیص می کند، از جمله این ویژگیها، ایجاد گنبد بر روی کلیساها متاثر از معماری بیزانس و عدم وجود راهروی جانبی است، همچنین سقف اصلی اغلب کلیساهای این سبک چوبی بوده و سقف های گنبدی به عنوان پوشش زیرین و دوم اجرامی شده است. کلیساهای این سبک و این ناحیه از نظر ارتفاع کوتاهتر از کلیسای واقع در فرانسه هستند، یکی از بناهای این شیوه((کلیسای سن پیرانگلوم))است، که در سده دوازدهم ساخته شده و روی مربعهای تقاطع گنبدهایی ایجاد گردیده است34، این کلیسا یک بازوی عرضی نسبتا بلند دارد که از ویژگیهای بارز این کلیسا و سبک آکتین است

5- سبک کلونی – بورگونی: ((کلیسای سن سرنن)) فرانسه یکی از بناهایی است که به این سبک ساخته شده و شرایط لازم برای ایجاد یک سقف سنگی با استفاده از تاق گهواره ای نیم دایره ای را داشته است. اینگونه کلیساها در بیشتر بخشهای جنوبی فرانسه ساخته شده اند و پیوند تنگاتنگی با کلیساهایی دارند که در امتداد جاده زائران به ((سانتیاگو)) و ((کومپوستلا)) در اسپانیایی شمالی سخته شده اند.

نقشه ساختمانی کلیسای سن سرنن از نظم و دقت هندسی فوق العاده ای برخوردار است. مربع تقاطع که در دو سوی آن جزرهای بزرگ قرار دارند و خود با قوسهای سنگین مشخص می شود، به عنوان یک واحد برای سراسر کلیسا قرار گرفته است. در این طرح اندازی مربع وار هر بند صحن دقیقا برابر یک دوم تقاطع و هر یک از مربعهای راهروهای جانبی صحن برابر یک چهارم مربع تقاطع است، این نسبت در دیگر بخشهای ساختمان نیز رعایت شده است. نخستین نمونه اینگونه طرح اندازی، تقریبا سیصد سال پیشتر در نقشه((کلیسای دیرسن گال)) دیده شده است. در منظره داخل کلیسای سن سرنن می بینم که نقشه هندسی طبقه همکف به طور کامل در دیوارهای صحن بازتاب یافته است. این دیوارها بوسیله نیم ستونهایی از یکدیگر مجزا شده اند که از گوشه های هر بند صحن به صورت قوسهای عرضی ادامه می یابند. این گونه مفصل بندی فضای درونی کلیسای سن سرنن بر سازماندهی هندسی نقشه ساختمان منطبق است و جنبه ای بصری به آن می دهد و این امر در فصل بندی دیوارهای بیرونی ساختمان تجلی یافته است. کلیسای مزبور در مقیاس بزرگی ساخته شده است و آنهم دلایلی مختلف داشته که در مقدمه معماری رومانسک چنین نبوده است و همین مشخص شدن نمازخانه در نمای بیرون ساختمان که حجمی مشخص را نمایان کرده است از ویژگیهای معماری سبک کلونی- بورگونی است. تاقهای گهواره ای پیوسته از سنگ تراشیده در کلیسای سن سرنن فشار ثابتی را بر کل بنا آورده است. کلیسای سن سرنن را به حق باید یکی از شاهکارهای معماری رومانسک محسوب نمود، به خاطر ویژگیهایی که به ذکر آن پرداختیم35

پیکر تراشی و نقش برجسته سازی در معماری رومانسک: پیکر تراشی وابسته به معماری که مدتی نزدیک به 600 سال متروک و از یاد رفته بود، در دوران رومانسک مجددا رواج یافت و بیشتر در قالب نقش برجسته سازیی روی سنگ در بخش های مناسب همانند سر ستونها، بلای سر درها (اطراف سر درها) و حاشیه و قاب بندیهای تزئینی جلوه گر شده است

پیکره ها در این دوره برای تعریف بنا بوده و بیشتر جنبه قدیس سازی داشته تا واقع گرایی ، زیرا که تمام پیکره های این دوره از ظرافت بالایی برخوردار نبوده است. معروفترین پیکرههای این دوره را می توان پیکره ((آرمیای نبی)) و یا نقش مسیح را در پادشاهی نام برد

مضامین نقش برجسته ها عموما دینی و تمثالها در روایت انجیلی بود، تزئینات و بدنهای انسانها و حیوانات هم از نقوش هندسی قبایل وحشی شمالی و هم از صورتها و نگارهای به جا مانده از تمدن کلاسیک روم باستان الهام گرفته است. در این دوره مجسمه به طور منفرد آنچنان رونقی نیافت و صرفا مجسمه های انسان و حیوانات از جن مفرغ و یا چوب در آلمان طرفدارانی داشت. از نمونه های کلیساهایی که نقش برجسته سازی در نمای آنها به این سبک و روش کار شده، سر در ورودی ((کلیسای سن سرنن تروفیم))، سر در ((کلیسای گیل دوگارد))، سر ستون((کلیسای سن پیر)) و سر ستون ((کلیسای سن بنین)) را می توان نام برد36. آنچه که در نقش برجسته سر در کلیسای گیل دوکارد چشم گیر است تاثیر ستون پیکره های یونانی است، ولی در اینجا با مضمونی دیگر ظاهر شده است اگر ستون پیکره یونانی زن است، اما این ستون پیکره نقش مردان است.

منبع

 





طبقه بندی : سبک های معـماری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


معماری سورئالیسم
درباره وبلاگ

معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است كه معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه كار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است كه به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید .

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :