تبلیغات
معماری سورئالیسم - مطالب سبک های معـماری
 
سه شنبه 26 مرداد 1395
  فلسفه و تمدن کلایک یونان و روم باستان، شالوده فکری و اجتماعی تمدن مغرب زمین را تشکیل می دهد و طی ۲۵۰۰ سال گذشته، همواره فلسفه کلاسیک در بینش ذهنی و کالبد فیزیکی تمدن غرب مشهود بوده است. معماری غرب نیز از این امر مستثنا نبوده و معماری کلاسیک پیوسته در کلیه دوران های تارخی مغرب زمین مطرح بوده است. در سرزمین غرب، معماری یونان و روم باستان به عنوان معماری کلاسیک نامیده می شود. در طی قرون وسطی، معماری رومانسک (رومی وار) و پس از آن معماری رنسانس و باروک، با الهام از معماری کلاسیک عصر باستان طراحی می شدند. در طی قزون ۱۸ و ۱۹ میلادی، معماری نئوکلاسیک (کلاسیک جدید) مهم ترین سبک معماری در غرب بوده است.
 
معماری نئوکلاسیک
 
در بین دو جنگ جهانی اول و دوم جهانی در قرن بیستم رهبران حکومت های دیکتاتوری در غرب همچون موسولینی، استالین و هیتلر طرفدار معماری نئوکلاسیک و شکوه و عظمت گذشته بودند. سبک نئوکلاسیک که در پی بیش از نیم قرن تفوق معماری مدرن از اوایل  قرن بیستم مورد بی توجهی نسبی قرار گرفته بود، به تدریج بعد از انتقاداتی که به سبک مدرن شد، خصوصاً بعد از نمایشگاهی در لندن به نام نابودی خانه های حومه شهر در سال ۱۹۷۵، مجدداً به صورت یک سبک مهم که می تواند پاسخگوی نیازهای جامعه امروزی باشد مطرح شد.

  معماری نئوکلاسیک

معماری نئوکلاسیک همچون معماران پست مدرن به گذشته توجه دارند، ولی اختلاف عمده بین این دو دیدگاه نسبت به تاریخ وجود دارد. معماری پست مدرن در پی هویت انسان است و تاریخ هر قوم  و ملتی از نظر آنها به عنوان بخشی از هویت آن ملت تلقی می شود.لذا معماری پست مدرن، تاریخ فرهنگی و کالبدی و هم چنین دستور زبان معماری هر قومی را در معماری خود در هر منطقه نمایش می دهد. منتها این نمایش به صورت تقلید از موارد فوق نیست، بلکه آنچه که به هویت یک ملت مربوط است در ساختمان های پست مدرن به روز در می آید و  بر اساس شرایط زمانی و  مکانی به صورت جدید و امروزی شده ظاهر می شود. لذا معماران پست مدرن در تغییر دادن تناسبات، رنگ ها و عملکردهای نمادهای تاریخی به خود تردید راه نمی دهند...  



ادامه مطلب


طبقه بندی : سبک های معـماری، 
برچسب ها : نئوکلاسیک، سبک، ایران، تهران،
لینک های مرتبط : خط معمار،


دوشنبه 25 مرداد 1395
طراحی پارامتریک یکی از رویکرد های فراگیر در فضای طراحی امروز جهان است. این روش، مبنای طراحی را بر توجه طراح به پارامتر های موثر بر طرح و روابط بین آن ها بنا نهاده است و از این حیث در مقابل روش های محصول محور فعلی قرار می گیرد . این رویکرد ، معماری را وارد قلمرو های جدید فرم شناسی و روش شناسی کرده است.
 ریشه تاریخی انسان ابتدایی ، فارغ از خواسته های خویش ,از آنچه طبیعت در اختیار او نهاده بود عرصه ای به عنوان سرپناه تعریف می کرد. این سبک از رفتار ، متعلق به دوره ای است که ابزار های در اختیار انسان ، اعم از آن چه در دست می گرفت و آن چه در ذهن داشت در ساده ترین اشکال خود و ناتوان از اعمال تغییرات در محیط اطراف بودند .
به تدریج انسان قانع غارنشین عصر حجر به ابزار هایی دست یافت که امکان اعمال تغییر بر آن چه او را احاطه کرده بود ، فراهم ساخت.که البته این تحولات با انقلاب صنعتی به اوج خود رسید .



 آن چه در این دوران ، پیچیده یا شگفت انگیز لقب می یافت نیز در اختیار کسانی بود که بر کسان دیگر اختیار داشتند اما انقلاب صنعتی و طلوع دوره فردیسم با معجزه تولید انبوه عرصه ای جدید را در برابر جامعه نهاد ، عرصه ای که در آن بسیاری از افراد قادر بودند آن چه را که به پسند دیگران زیبا و پیچیده نام گرفته بود در اختیار داشته باشند ، اما طی این تحول ، زمانی فرا رسید که صدها انسان به شکلی واحد دوستدار چیزی یکسان شدند . اما همین مردگی جدید زمینه ای را فراهم کرد تا انسان های دربند ابزار ، سر به طغیانی برای خواستن آن چه خود می خواهند ، بردارند .
انسان به مرحله ای از تکامل می رسید که هر کس قادر بود راوی خود از زیبایی باشد و چیزی را در اختیار گیرد که برای خود تعریف کرده یا به قامت او برایش تعریف کرده بودند . اما این بار ابزار ها همپای آن چه در ذهن انسان می گذشت تکامل نیافتند . انقلاب دیجیتال و ورود بی توقف رایانه ها به تمامی لایه های زندگی انسان پلی بود بر شکاف میان آن چه انسان در ذهن تصویر می کرد با آن چه قادر به ساخت آن بود .

 تنها به کمک این ابزار ها و قابلیت آنها در یکپارچه ساختن مراحل تفکر ، طراحی و ساخت بود که عرصه برای تولید انبوه خواسته های انسان ها فراهم شد و معیار ساخت از « همه چیز برای یکی » عصر تاریک و « یک چیز باری همه » دوران تولید انبوه ، به « هزاران خواسته برای هر کس » تغییر یافت . معماری که ظرفی برای حضور انسان بود ، در طول تاریخ به همراه او و ابزار هایش شکل خود را تغییر داده است...


ادامه مطلب


طبقه بندی : سبک های معـماری، 
برچسب ها : پارامتریک،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392

واژه فراكتال مشتق از واژه لاتینی فراكتوس- به معنی سنگی كه به شكل نامنظم شكسته خرد شده است- در سال 1975 برای اولین بار توسط بنوت مندل بروت مطرح شد. فراكتال ها شكل هایی هستند كه بر خلاف شكل های هندسی اقلیدسی به هیچ وجه منظم نیستند. این شكل ها اولاً سر تاسر نامنظم اند، ثانیاً میزان بی نظمی آنها در همه مقیاسها یكسان است.
با ملاحظه اشكال موجود در طبیعت، مشخص می شود كه هندسه اقلیدسی قادر به تبیین و تشریح اشكال پیچیده و ظاهراً بی نظم طبیعی نیست.
مندل بروت در سال 1975 اعلام كرده كه ابرها به صورت كره نیستند، كوهها همانند مخروط نمی باشند، سواحل دریا دایره شكل نیستند، پوست درخت صاف نیست و صاعقه بصورت خط مستقیم حركت نمی كند.


جسم فراكتال از دور ونزدیك یكسان دیده می شود. به تعبییر دیگر خودمتشابه است.
وقتی كه به یك جسم فراكتال نزدیك می شویم، می بینیم كه تكه های كوچكی از آن كه از دور همچون دانه ها بی شكلی به نظر می رسید، بصورت جسم مشخص در می آید كه شكلش كم و بیش مثل همان شكلی است كه از دور دیده می شود. در طبیعت نمونه های فراوانی از فراكتال ها دیده می شود. درختان ، ابرها، كوهها، رودها، لبه سواحل دریا، و گل كلم ها اجسام فراكتال هستند بخش كوچكی از یك درخت كه شاخه آن باشد شباهت به كل درخت دارد. این مثال را می توان در مورد ابرها، گل كلم، صاعقه و سایر اجسام فراكتال عنوان نمود.
بسیاری از عناصر مصنوع دست بشر نیز بصورت فراكتال می باشند. تراشه های سلیكان، منحنی نوسانات بازار بورس، رشد و گسترش شهرها و بالاخره مثلث سرپینسكی را می توان در این مورد مثال زد.
در علم ریاضی فراكتال یك شكل مهندسی است كه پیچیده است ودارای جزئیات مشابه در ساختار خود در هر مقیاسی است.
میزان بی نظمی در آن از دور و نزدیك به یك میزان است. مثلث سرپینسكی یك مثلث متساوی الاضلاع است كه نقاط وسط سرضلع آن به یكدیگر متصل شده اند. اگر این عمل در داخل مثلث های متساوی الاضلاع جدید تا بی نهایت ادامه یابد، همواره مثلث هایی حاصل می شوند كه مشابه مثلث اول هستند.
( وحید قبادیان، مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب صص 166-167)

تعریف فراکتال
هندسه ی اقلیدسی – احجام کامل کره ها و هرم ها و مکعب ها واستوانه ها- بهترین راه نشان دادن عناصر طبیعی نیستند . ابرها و کوه ها و خط ساحلی و تنه ی درختان همه با احجام اقلیدسی در تضاد هستند و نه صاف بلکه ناهموار هستند و این بی نظمی را در مقیاس های کوچک نیز به ارمغان می آورند که یکی از مهمترین خصوصیات فراکتال ها همین است .


ادامه مطلب


طبقه بندی : سبک های معـماری، 
برچسب ها : هندسه، فرکتال، برداری،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 مرداد 1390
بیانیه طراحی مقداریاز جمله سردمداران این روش طراحی پاتریک شوماخر و زاها حدید هستند که تا کنون پروژه های بسیاری را با این روش کار کرده اند. پاتریک شوماخر در نوشتار ها و بیانیه های متعددی به تبیین این دیدگاه پرداخته است. در یازدهمین دو سالانه معماری که در سال 2008 میلادی در باشگاه دارک ساید ونیز بر گزار شد، از سه تن از معماران پیشرو دعوت گردید تا موضوعی را برای مباحثه به معماران جوان ارائه کنند. این سه تن، پاتریک شوماخر همکار و شریک زاها حدید، گرگ لین و گریگور ایشینگر بودند که در نشست اول پاتریک شوماخر بیانیه “پارامتریسیزم، سبکی جدید“ را معرفی کرد. آن چه در ادامه می آید شرح شوماخر از این روش است.پس از انقلابی که فورد در تولید صنعتی ایجاد کرد و مفهوم خط تولید و تولید استاندارد و در نتیجه امکان تولید انبوه را بنا نهاد، در دهه 60 و 70 اقتصاد مواجه با کاهش رشد اقتصادی و افزایش بیکاری گردید و به همین دلیل به اقتصاد خدماتی روی آورد و فضایی سیال ایجاد کرد که درآن فناوری اطلاعات، تیپ های گوناگون مصرف کننده ها به جای طبقات مختلف اجتماعی، شغل های خدماتی و دفتری، افزایش نیروی کار مونث و جهانی کردن بازار تجاری ویژگی های ساختار دهنده به آن هستند.به جای تولید انبوه یک نوع کالا، شرکت ها در یافته اند که بیشتر به صرفه است که انواع متنوعی از یک کالا برای سلیقه های متنوع تولید کنند و همزمان چند خط تولید داشته باشند که این خود نیاز به سیستم هوشمندی از نیروی کار و ماشین آلات دارد که بتواند با انعطاف پذیری به سرعت پاسخگوی تغییر سلیقه و تنوع طلبی بازار باشد.پست فوردیسم بر خاسته از فناوری اصلاعات است. پیشرفت های کامپیوتری به ما اجازه می دهد که به نوعی صنعت به موقع پاسخگو برسیم و بتوانیم به سرعت از مرحله فکر به تولید و توزیع برسیم. شوماخر با اشاره به عصر پست فوردیسم بیان میکند که معماری در مرکز چرخه رو به جلوی سازواری خلاقانه قرار گرفته است –یعنی تجهیز دوباره این رشته و انطباق محیط معماری و شهری با عصر اجتماعی-اقتصادی پست-فوردیزم. توده جامعه که با استاندارد های منفرد مصرفی تقریبا ثابت مشخص می شد، به جامعه ناهمگنی از چند گانگی تغییر یافته است. او موضوعاتی اصلی را که معماری و شهرسازی پیشرو باید به آنها بپردازد در این شعار خلاصه می کند: سازماندهی و تفصیل پیچیدگی روزافزون جامعه پست-فوردیست. هدف، توسعه یک مجموعه معماری و شهری مجهز برای ایجاد فضاهای شهری و معماری پیچیده و چند مرکزی است که به گونه ای متراکم قرار گرفته اند و واحد هایی منفرد ولی پیوسته اند.به این ترتیب شوماخر بر الگوی طراحی مقداری تاکید می کند که ا زجمله آنها دگرگونی های سازوار نظام مند، ناسان نمایی یک پارچه (بجای تنوع صرف)، و ترکیب مقداری پویا، در کلیه امور طراحی، از شهرسازی گرفته تا سطوح جزئیات زمین ساختی، مبلمان داخلی و دنیای محصولات است.به این ترتیب با مقایسه وضعیت کنونی جامعه و هماهنگی تدریجی معماری معاصر با فضای کلی جامعه بیان می کند که از معماری پیشروی معاصر، انتظار می رود که برای ساماندهی سطوح بالاتر پیچیدگی ، از روش تجهیز مجدد شیوه هایی بر اساس سیستمهای طراحی مقداری استفاده نماید.او این سبک معماری معاصر را این طور ارزیابی می کند که برتری فراگیری در معماری پیشروی معاصر یافته است و پتانسیل این را دارد که به بهترین شکل بصورت برنامه ای پژوهشی بر پایه الگوی مقداری درک شود. شوماخر نام این سبک جدید را مقداری گرایی تعریف می کند و آن را سبکی جدید و عالی پس از مدرنیزم می داند. از دیدگاه او پست-مدرنیزم و دیکانستراکتیویزم، بخشهایی انتقالی بودند که در این موج جدید و طولانی پژوهش و ابتکار راهگشای رسیدن به سبک مقداری گرایی بودند.از آنجایی که او به دنبال قیاسی علمی برای این نگاه و تبدیل آن به یک سیستم علمی و پژوهشی است در پاسخ به انتقادات و نا کارایی های وارد شده برآن معتقد است که سبکها، حکایت از دوره های نوآوری دارند و تلاشهای پژوهشی طراحی را در یک اثر جامع گرد می آورند. در اینجا هم، همچون زندگی موجودات زنده، هویت فردی پایدار، پیش شرط لازم تکامل است. دست یافتن به اصول جدید در مواجهه با مشکلات، برای احتمال موفقیت غایی ضروری است. این ابرام – که به وفور در معماری پیشروی معاصر مشهود است، ممکن است گاهی به شکل لجاجتی تعصب آمیز دیده شود. برای مثال، اصرار لجوجانه حل هر چیز با یک سطح تا خورده منفرد – طرح روی طرح و به آرامی محتمل را از غیر محتمل بیرون کشیدن – را می توان به اصرار نیوتون به توضیح هر چیز با اصولی یکسان ، از سیارات گرفته تا گلوله ها و اتمها، تشبیه کرد.این برنامه / سبک شامل قوانین روش شناختی است. بعضی از آنها به ما می گویند که در مسیر پژوهش از چه چیزهایی اجتناب کنیم ( اکتشاف معکوس) و دیگری اینکه چه راهی را دنبال کنیم. ( اکتشاف مستقیم ). روش های اکتشافی معکوس به ما ساختار هایی نظام مند می دهد که کمک کنند وارد الگو های قدیمی که چندان به موضوع مرتبط نیستند نگردیم. و روش های اکتشافی مستقیم راه کار هایی را پیشنهاد می دهد که به ما کمک می کند در یک مسیر صحیح با سرعت پیش برویم. تعریف روش های اکتشافی مقداری گرایی کاملا باز تابی است از تابو ها و تعصبات معماری پیشرو معاصر...
 


ادامه مطلب


طبقه بندی : سبک های معـماری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 مهر 1389
پیشینه تاریخی: تقسیم امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی وضعیت این امپراتوری و ایجاد امپراتوری بیزانس و در نهایت سقوط امپراتوری روم غربی با تحولات مهمی در اروپای غربی همراه گردید. از گذشته های دور همیشه اقوام ساکن شمال اروپا و حتی قسمتهای آسیای غربی برای دست یافتن به کرانه های مدیترانه در کوچ و مهاجرت بوده اند و این مهاجرت موجب برخورد و تضاد بین اقوام گوناگون شده است.

مهاجرت گوتها از شمال به سمت جنوب موجب تحولات مهمی در تاریخ اروپا گردید، اقوم مختلف شمالی که به بربرها معروف بودند، پس از چند دهه با استقرار در اروپای مرکزی (از قرن هشتم میلادی به بعد) دولتهای جدیدی بوجود آوردند که در طی استقرارشان هنر مشخصی پدید آوردند که متاثر از یونان و روم بود. گوتها در هنگام مهاجرت و جابجایی، باعث مهاجرت اقوام دیری از سرزمینهای اصلی شان شدند. آنها در حوالی سال 300 میلادی به دو گروه گوتهای شرقی در قسمتهای شرقی اروپا استقرار یافتند و گوتهای غربی که به سوی اروپای غربی ، تا مرزهای شمالی امپراتوری روم پیش رفتند که در مواجهه با قدرت امپراتوری روم از نفوذ به آن سرزمین باز ایستادند.
قدرت نظامی امپراتوری که مرزهای شمالی آن را به رود دانوب محدود می کرد، مانع نفوذ و ادامه مهاجرت اقوام شمالی گردید و در طی دوران حکومت امپراتوری روم، همواره بین این دو حکومت و بربرها (اقوام شمالی) جنگهای سخت و خونینی در جریان بوده است.

در قرن چهارم میلادی قدرت جدیدی از سمت آسیا، اروپا را مورد تاخت و تاز قرار دد این مهاجمان هونها بودند که گوتها را تحت فشار قرار داده و به مرزهای امپراتوری روم عقب راندند و امپراتوری روم که خوند را در مواجه این خطر دید به ویزووتها اجازه داد ه در کرانه های غربی رود دانوب مستقر شوند.
اما این وضعیت دوام چندانی نیافت و ویزوگوتها سر به شورش برداشتند و در ججنگی که بین آنها و نیروی روم در گرفت، امپراتور روم کشته شد و سپاهیانش نیز شکست سختی را پذیرا شدند . پس از این شکست روم مقاومت چندانی در مقابل گوتها نشان نداد و سرانجام تسلیم شد1.

هونها همچنان در ادامه نفوذشان به اروپای غربی و جنوب اروپا ویزوگوتها را مجبور نمودند، از جنوب ایتالیا گذشته و در فرانسه (جنوب فرانسه) مستقر شوند که در نهایت آنها با فرانکها مواجه شدند و سرانجا م به سوی جنوب اسپانیا مهاجرت کردند.
با مرگ اتیلا سردار هونها در سال 453 میلادی اروپا از کابوس وحشت نجات یافت. ولی درگیری بین اقوام مختلف اروپا تا سال 750 میلادی طول کشید تا اینکه در این دوره امپراتوری فرانکها با نام ((کارولنژ)) قدرت را در اختیار گرفت و آرامش نسبی به اروپا بازگشتقبایل بربر مسیحی و کلیسا به تدریج جانشین امپراتوری روم گردیدند و پایه های بی چون و چرای کلیسا و پاپها در قرون وسطی ریخته شد. این امر در زمانی به اوج خود رسید که در قرن پنجم میلادی پادشاه فرانکها به مذهب کاتولیک گروید، و کلیسای روم در رقابت با کلیسای ارتدوکس روم شرقی وارد عرصه جهان گردید. بربرها که خود هنر چندانی نداشتند، در مواجهه با میراث یونان و روم هنرشان شکل گرفت سرانجام با امپراتوری کارولنژها دوران احیاآ هنر فرارسید2. اواخر سده هشتم و یا سده نهم میلادی، شاهد یک پدیده بزرگ تاریخی بود که امروزه دوره احیای رم مسیحی در عصر شارلمانی، در تلاش بود که همانند کنستانتین رفتار کند و زمانیکه پاپ تاج شاهی را بر سر او نهاد، او را امپراتور این امپراتوری احیاء شده روم نامید، حکومت جدید امپراتوری مقدس روم نامیده شد. که تا یکهزار سال بعد گاه بزرگ گاه کوچکتر شد. ولی با انهدامش توسط ناپلئون در سال 1806 میلادی در اروپای مرکزی به حیات خود ادامه داد3. شارلمانی بناهایی را به اقتباس از معماری رومی بنیاد گذارد که در میان آنها می توان به نمازخانه کاخ شارلمانی در ((آخن)) اشاره نموده و همچنین وضعیت ((دیر سن گال)) سوئیس (819 میلادی) یکی از مجموعه بناهای ساخته شده در دوره شارلمانی است...


ادامه مطلب


طبقه بندی : سبک های معـماری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
معماری سورئالیسم
درباره وبلاگ

معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است كه معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه كار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است كه به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید .

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :